شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

80

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

دين مىدهى به دنيى و دنيى به دشمنان * اين كار بر خلاف خرد مىكنى مكن چه سلطنت و نبوّت دو نگين‌اند در يك خاتم نهاده و ايالت و رسالت دو توأمند به يك شكم‌زاده ، لمصنفه « 1 » : نزد خرد شاهى و پيغمبرى * چون دو نگين‌اند و يك انگشترى گفته آنهاست كه آزاده‌اند * كاين دو ز يك اصل و نسب زاده‌اند اى كه « 2 » تو را جان سخندان يكى است * گفتهء پيغمبر و سلطان يكى است هرحامى و راعى كه خال خلود الى يوم الموعود * 80 بر چهرهء وجود باقى و پايدار خواهد ، همت بر ترفيه خاطر درويشان و رفع حال و فراغ بال ايشان مصروف دارد و گفتهء شيخ « 3 » سنايى را كه اهل دل را سنايى است هادى راه هدى و دليل اتّصال به كرّوبيان ملأ اعلى ، * 81 شناسد : عدل كن زانكه در ولايت دل * در پيغمبرى زند عادل شه چو عادل بود ز قحط منال * عدل سلطان به از فراخى سال تا به‌واسطهء التزام سلوك جادهء معدلت و انتهاج مناهج نصفت از عهدهء اين حديث كه : من آتاه اللّه مالا و جمالا و شرفا و سلطانا فواسى فى ماله و عفّ فى جماله و تواضع فى شرفه و عدل فى سلطانه كتبه « 4 » اللّه تعالى فى خالص ديوان الابرار * 82 چون مهر از مشرق سرخ‌رويى و چون آب از منبع پاكدامنى بيرون آيد . بالعدل تبلغ ما تهويه من ارب * و ناشر الظّلم محمول على الخطر * 83 و چنان سازد كه پيش از صدمات زلزال فنا و فوات يعنى قبل از هجوم هادم اللّذات * 84 چون جواهر اسطقسى * 85 و هياكل عنصرى مستحيل گردد و مادهء هيولايى « 5 » و تركيب جسمانى باطل شود و اعضاى آنى در معرض اضمحلال و تلاشى درافتد . لم يبق من عصرك الّا ساعة زمنيّة * و ما بعد المشيب الّا منيّة « 6 » و بليّة * 86

--> ( 1 ) - ب و ج : - لمصنفه ( 2 ) - ج : آنكه ( 3 ) - ج : حكيم . ( 4 ) - ب و ج : كتب ( 5 ) - اساس : هيولانى . ( 6 ) - ب و ج : بلية و منية